|
آهسته آهسته رسیدن
|
يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبراليل و النهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال
میخوام هفت سین عید رو با یاد شما عزیزانم بچینم سبزه را با یاد روی سبزه ات سمنو به یاد شیرینی لبخندت سایه دانه به رنگ چشم هایت سرکه با یاد ترشی مهربانیت سیب با یاد تردیه گونه هایت سکه با یاد درخشش قلبت سیر با یاد تندی کلامت سلام به قاصدکهای خبر رسان که محکوم به خبرند و سلام به شکوفه هایی که با شکفتن خود خبر از بهار میدهند از همین روزنه گشوده به درود دوباره معجزه آب و آفتاب و زمين فرارسيدن نوروز و سال نو را به تمام دوستای گلم که تو این چند ساله مخصوصا سال نودی کنارم بودن تبریک وتهنیت عرض میکنم امیدوارم سال جدید سالی پر خیر و برکت هم واسه خودتون و هم واسه خانواده محترمتون باشه واسه اینم این آپ رو زود کردم که گفتم شاید بعضی هاتون بخواین برین سفر تا اینکه قبل سفر تبریک منو پذیرا باشین فقط فقط فقط موقع تحویل سال هر جا که هستین واسه منم دعا کنین " خواهشا" باشد که سالي سرشار از شادی
[ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 9:54 ] [ حمید رضا ]
[ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 17:53 ] [ حمید رضا ]
عزیزان و دلبندان من! نوشته را می خوانید من بین شما نخواهم بود و در دیگ هیئت مشغول پخته شدن می باشم! شاید هم در قابلمه یکی از دست اندرکاران هیئت باشم و اگر خوش اقبال باشم ... تبرکی هستم در گوشه بشقاب پیر زنی با صفا !
و تو ای شنگول من! بعد از من مرد این آغل تویی! مواظب مادرت و سایر ببعی های آغل باش. فراموش نکن که گرگ های این دوره و زمانه بسیار فرق کرده اند و دیگر با یک آیفون تصویری ساده نمی توان آن ها راشناسایی کرد! [ پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390 ] [ 13:49 ] [ حمید رضا ]
[ یکشنبه سیزدهم آذر 1390 ] [ 21:22 ] [ حمید رضا ]
[ جمعه یازدهم آذر 1390 ] [ 7:16 ] [ حمید رضا ]
عيد قربان ، پر شکوهترين ايثار و زيباترين جلوه ي تعبد در برابر خالق يکتا بر شما
سلام به همه برو بچه های بحال و دوست داشتنی عید تک تکتون مبارک چند تا مطلب طنز گذاشتم فقط فقط فقط واسه خنده هست قصد جسارت ندارم و به خودتون هم نگیرین و برین واسم کامنتای ...... بذارین هااااااااااااااااااااااا
یه شخصی از خیابون رد میشده ، میبینه یه بچه اصفهانی نشسته كنار خیابون گریه میكنه. جلو میره و میگه چی شده عزیزم ، پسر بچه میگه سكه ۲۵ تومانی ام را گم كرده ام. مرد میگه اینكه گریه نداره بیا این۲۵ تومانی مال تو! باز هم به گریه كردن ادامه میده ، مرد میپرسه دیگه چیه ؟ بچه میگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم
مخلص همه اصفهانی ها هستیم سرای من ایران هست [ شنبه چهاردهم آبان 1390 ] [ 11:57 ] [ حمید رضا ]
الفبا از پ ، و ، ل شروع میشه ،بابا دیگه آب نمیده چون اداره آب و فاضلاب آب رو قطع کرده ،دهقان فداكار پير شده و دنبال چندر غاز مستمری از این اداره میره تو اون اداره، مرغا هورمون خوردن وخروس شدن، خروسا مامانی شدن برای مرغا عشوه میان و ناز میکنن، سن ازدواج مرغا بالا رفته دیگه تخم نمی کنند،چوپان دروغگو عزيز شده و کلی طرفدار داره، شنگول و منگول بزرگ شدن و گرگ شدن. مامانشونم دو سه روزیه رفته تایلند گیساشو ببافه، دارا و سارا رفتن فرانسه کبابی باز کردن، كوكب خانم رفته یه ماکروفر سامسونگ خریده و دیگه حوصله مهمونداری رو نداره و جواب تلفن رو هم نمیده، كبري موهاشو مش کرده و تصميم گرفته دماغشو عمل كنه، روباه و كلاغ دستشون تو يه كاسست، حسنك گوسفنداشو فروخته و پیکان خریده مسافرکشی میکنه، آرش كمانگير معتاد شده و دیگه سنگ هم نمی تونه پرت کنه، شيرين، خسرو و فرهاد رو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکی، رستم و اسفنديار اسباشونو فروختن و موتور خریدن ميرن كيف قاپي،پتروس از بس با دوست دختراش چت کرده انگشت درد گرفته و دیگه نمی تونه انگشتشو بکنه تو سوراخ سد، خانواده آقای هاشمی دیگه بنزین ندارن برن مسافرت در ضمن دل خوشی هم از راه و سفر ندارن چون آخرین باری که تو راه گوشت کبابی خریدن چوپان دروغگو گوشت خر بهشون فروخته
یادش بخیر روز اولی که می بایست بریم مدرسه شبش چه حرصی میخوردیم ولی الان آرزو میکنیم کاش برمیگشتیم به همون دوران یادش بخیر.......... [ یکشنبه سوم مهر 1390 ] [ 20:40 ] [ حمید رضا ]
سلام به همه برو بچه هايي كه تو اين مدت منو فراموش نکردن و با اینکه نبودم ولی بازم واسم کامنت میذاشتن ولی بعضی ها هم خوشحال شده بودن که دیگه رفتم حالا بگذریم که کی بودن و چی گفتن............... روز شنبه ای رفتم تا پنجشنبه ای حیرونمون کردن و بعد یک هفته تقسیممون کردن و خداروشکر افتادم افتادم افتادم
قرار شده روزای زوج برم بسیج پیشکسوتان و روزای فرد برم بسیج مهندسین حالا دیگه نمیدونم چی بشه به هر حال اومدم خبرتون بدم که کجا افتادم و این وبم هم اگه خدا بخواد میخوام دوباره شروع کنم حالا هرکی خوشحال شده خوب خداروشکر هرکی هم که ناراحت شده اونم خداروشکر به هرحال حس کردم کسایی هستن که دوست دارند ادامه بدم وظیفه خودم دونستم که به خواسته شون احترام بذارم پس به سلامتی اونایی که روحیه ام دادن و خواستن ادامه بدم [ شنبه نوزدهم شهریور 1390 ] [ 14:31 ] [ حمید رضا ]
به نام خدایی که دوستی را آفرید ... این قصه هم رسیده به پایان خداحافظ
سلام به همه دوستای گلم بچه ها راستش نمیدونم چطور احساسم رو بیان کنم و با چه زبونی حرفامو بگم والا یه جورایی بغضم گرفته که میخوام تو این نامه از شما دوستاي خوبم خداحافظی کنم یه چند وقتی آخه بعد اینکه دانشگاه رو تموم کردم دیگه باید بارو بندیل رو ببندیم و بریم خدمت سربازی ( آش خوری ) دفترچه خدمت رو پست کردم جوابش اومده که سه شنبه 1/6/1390 اعزام هستم
واقعا آدم از آینده وفردای خودش خبر نداره . انگار همین دیروز بود که برا ساخت وبلاگ اومدم تو بلاگفا و بهترین خاطرات زندگیم با بروبچه های گل مجازی رقم خورد راستش دلم گرفته بود، برا همین با خودم گفتم حداقل بشینم تو چندخط برا بچه ها بنویسم و ازشون حلالیت بطلبم . از ته دلم بهتون میگم که دوستتون داشتم و دارم و خواهم داشت هرگز فراموشتون نمیکنم و دلم میخواد که تا آخر عمرم ارتباطم باهاتون حفظ بشه . بچه ها توروخدا اگه توی این مدت یک سال ازم بدی دیدین یا کاری یا شوخی کردم که به کسی برخورده حلالم کنین و بزارین پای جوونیم و ازم راضی باشین . من که از همگیتون جز خوبی چیزی ندیدم و از خدا برا همتون تن سالم و دل شاد خواهانم . امیدوارم همگیتون در طول زندگی به تموم هدفهای بزرگتون برسید و همیشه موفق و سربلند باشید و در فردای دیگه در بهترین پست ها و مشاغل این کشور مشغول به کار بشینین . امیدوارم تو زندگی های شخصیتون همیشه سرافراز بشین و در آینده پدرها و مادرهای خوبی برای فرزاندانتون باشید. به امید اون روزی که همگیمون قله های بزرگ علم و جهاد رو فتح کنیم و گام های بزرگی در جهت رشد و اعتلای میهن عزیزمون ایران برداریم و باعث سربلندی و سرافرازی خودمون و خانوادمون بشیم. امیدوارم تو طول عمر هرجا که هستیم هرگز دنیای مجازی رو فراموش نکنیم و این روزها رو یاد کنیم بچه ها هروقت که کرمان اومدین یادتون باشه که یه داداشی هم تو این شهر دارین ،خیلی خوشحال میشم که باز هم ببینمتون و رابطم تا آخر عمر با همگیتون حفظ بشه من درسته که دارم یه چند وقتی میرم خدمت سربازی ولی وبلاگم رو هیچ وقت ترک نمیکنم و هر وقت که دست رسی به اینترنت داشته باشم به همگیتون سر میزنم جا داره خالصانه از تمام دوستای گلم که تو این مدت یک سال تو هر شرایطی بهم کمک کردن تشکر کنم مخصوصا تو این آپ آخری مهلا و علیرضا برام سنگ تموم گذاشتن بهترین دوستام رو اسماشون توی لینک سمت چپ نوشتم همه تون رو دوست دارم و کمال تشکر رو مبکنم بابت همه چی از خدا براتون بهترین ها رو میخوام و امیدوارم که همیشه و همه حال دلی شاد، لبی خندون، جسمی سالم و جیبی پر پول و قلبی عاشق داشته باشید. "به سلامتی زنجیری که صدسال زیر برف و بارون می مونه و می پوسه ولی از هم جدا نمیشه امیدوارم بمونیم و بپوسیم ولی از هم جدا نشیم " تا دوشنبه هفته آینده خونه هستم و جواب کامنت همه رو میدم و بعد تقسیم شدنمون هر جا افتادم بهتون خبر میدم فقط یادتون نره که برام دعا کنید [ سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ] [ 8:33 ] [ حمید رضا ]
در خلوت شب ز حــق صـدا می آید / از عطر سحر بوی خدا می آید با گوش دگر شنو به غوغای سکوت / کز مرغ شب ، آواز دعا می آید . . . آغاز ماه لطف و کرم بر عاشقان مبارکباد
******************* طرز تهیه فیلم های ماه رمضون ۱. روحانی يک عدد 2. پيرزن سال خورده يک عدد ترجيحا ثريا قاسمی ۳. ترک زبان يک عدد (نمک سريال) 4. دختر جوان و زيبا دو عدد 5. پسر جوان و جذاب يک عدد 6. زن زيبا و معصوم يک عدد ترجيحا مريم کاويانی 7. مرد ميانسال دو عدد ترجيحا امين تارخ 8 – بهشت زهرا يک بار 9 – امام زاده نا مشخص يک بار 10 – مسجد بی نام و نشان يک بار 11 – جوانان ريشو با نامهای ائمه و بسيار قابل اعتماد چند نفر 12 – جوانان پولدار غير قابل اعتماد با نامهای اصيل ايراني چند نفر 13 – تعدادی پليس ، معتاد ، اهالی و کسبه محل به مقدار لزوم طرز تهيه: ابتدا همه را جز آقای روحانی در يک قابلمه ريخته سپس خوب بهم مي زنيم تا به اندازه کافي بهم بخورند و بهم بريزند سپس آقای روحانی را بعنوان مشکل گشا وارد قابلمه می کنيم بعد از نيم ساعت قهرمان داستان را به مسجد و امامزاده ميفرستيم تا حدود 100 ليتر آب غوره فرد اعلا توليد کند سرانجام در قابلمه را بر می داريم و جلوی 70 ميليون می گذاريم [ شنبه هشتم مرداد 1390 ] [ 12:41 ] [ حمید رضا ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |